احمد اديب پيشاورى
45
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )
جنبش و آرامش و ديگر حال بر گرانى و ارزانى و فزونى عمر و زندگانى دراز از زيان و كاهش غنيم آگهى يابند . هم در آنجا مرقوم است كه ميان مشرق و جنوب بنگاله فراخ مملكتيست ارچنگ نام بندر جاتكانو اوست و فيل بسيار شود و اسب و شتر و خر گران از نر گاو و گاوميش نبود . جانوريست ابلق كه بهره از اين هر دو دارد بگوناگون رنگ برآيد شير او را بخورد . كيش اينان بر خلاف هندو و مسلمانست خواهر توأم خود را بگيرند و تنها از مادر پرهيزند و آتش اندوز رياضتكش را روتى گويند و از به ديد او بيرون نشوند . و آنسه گونه بود صندلى بادامى و كافورى نخست را هر سه عضو مخصوص از بيخ برند و او را اطلسى گويند و دومى را قدرى آلت فعلى باشد سيمين خصيتين او را هنگام خوردى بمالش نابود گردانند يا برآرند چنان برگذارند و جز آدميزاد هر جانوريرا كه خصى نمايند از آن سركشى فرونشيند و حسن جمال برافزايد و اينجا به عكس آن بظهور آيد . ايمائيست از اشارات شيخ آذرى كه خطهايست از بلاد روم بروميه موسوم و دور آن خطه هيجده فرسنگست و در هر فرسخ سه دروازه پرنيرنگ و دوباره ديگر آنجاست كه بناى هريك از سنگ خاراست عرض ديوارش هيجده ذرعست و ارتفاع شصت ذرع ما بين اين هر دوباره رفيع قريب دويست ذرع ميدانيست